مرتضى مطهرى
75
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دربارهء اصل و نسب خود چيزى مىگفت و آن را بالا مىبرد . نوبت به سلمان رسيد . به او گفتند : تو از اصل و نسب خودت بگو . اين مرد فرزانهء تعليم يافته و تربيت شدهء اسلامى به جاى اينكه از اصل و نسب و افتخارات نژادى سخن به ميان آورد ، گفت : « انَا سَلْمانُ بْنُ عَبْدِاللَّه » من نامم سلمان است و فرزند يكى از بندگان خدا هستم ، « كُنْتُ ضالّاً فَهَدانِىَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِمُحَمَّدٍ » گمراه بودم و خداوند به وسيلهء محمد مرا راهنمايى كرد ، « وَ كُنْتُ عائِلًا فَاغْنانِىَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ » فقير بودم و خداوند به وسيلهء محمد مرا بىنياز كرد ، « وَ كُنْتُ مَمْلوكاً فَاعْتَقَنِىَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ » برده بودم و خداوند به وسيلهء محمد مرا آزاد كرد . اين است اصل و نسب و حسب من . در اين بين ، رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و سلمان گزارش جريان را به عرض آن حضرت رساند . رسول اكرم صلى الله عليه و آله رو كرد به آن جماعت كه همه از قريش بودند و فرمود : « يا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ انَّ حَسَبَ الرَّجُلِ دينُهُ ، وَ مُروئَتَهُ خُلْقُهُ ، وَ اصْلَهُ عَقْلُهُ » « 1 » يعنىاى گروه قريش ، خون يعنى چه ؟ نژاد يعنى چه ؟ نسب افتخارآميز هركس دين اوست ، مردانگى هركس عبارت است از خلق و خوى و شخصيت و كاراكتر او ، اصل و ريشهء هركس عبارت است از عقل و فهم و ادراك او . چه ريشه و اصل نژادى بالاتر از عقل ؟ ! يعنى به جاى افتخار به استخوانهاى پوسيدهء گنديده ، به دين و اخلاق و عقل و فهم و ادراك خود افتخار كنيد . راستى ، بينديشيد ببينيد سخنى عاليتر و منطقىتر از اين مىتوان ادا كرد ؟ ! . تأكيدات رسول اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء بىاساس بودن تعصبات قومى و نژادى اثر عميقى در قلوب مسلمانان بالأخص مسلمانان غيرعرب گذاشت . به همين دليل ، هميشه مسلمانان ( اعم از عرب و غيرعرب ) اسلام را از خود مىدانستند نه بيگانه و اجنبى ، و به همين جهت مظالم و تعصبات نژادى و تبعيضات خلفاى اموى نتوانست مسلمانان غيرعرب را به اسلام بدبين كند ؛ همه مىدانستند حساب اسلام از كارهاى خلفا جداست و اعتراض آنها بر دستگاه خلافت هميشه بر اين اساس بود كه چرا به قوانين اسلامى عمل نمىشود .
--> ( 1 ) . روضهء كافى ، ج 8 ، روايت 203 .